تبليغاتX
ذهنیات من

ذهنیات من

Catch Me If You Can

خیلی خوب بود. اگه تابه‌حال ندیدید (که بعید می‌دونم!) شدیدن توصیه میشه.

زیرنویس:

یاد مرحوم کردان هم به خیر!


+ نوشته شده در  شنبه 5 دی1388ساعت 3:12  توسط سمیه  | 

"آه ای یقینِ یافته، بازت نمی نهم!"

این روزها احساس می‌کنم که چیزی در اعماق قلبم تموم شده... حق با "تو" بود. عقل و احساسات همیشه با هم می‌جنگند و هیچ وقت هم سر سازش ندارند. یا باید تا ابد جنگ خونین این دو تا رو تماشا کنیم. و یا به ناچار و برای همیشه یکی رو در وجودمون از بین ببریم...
فکر می‌کنم من هم انتخابم رو کرد‌م...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1388ساعت 23:32  توسط سمیه 

این جنس و اون جنس!

این "جنبش روسری" اخیر اگه هیچ نتیجه‌ای هم نمی‌داشت، حداقل من یکی رو به این نتیجه رسوند که زن‌ها واقعن موجودات زیبایی هستند و هیچ جنسی(!) نمی‌تونه باهاشون رقابت کنه!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 دی1388ساعت 1:47  توسط سمیه  | 

پایان زیبا

برای من مرگ انسان‌های بزرگ (چه رامین باشه و چه آقای منتظری) تنها یک پیغام داره:
خوب زندگی کنیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 آذر1388ساعت 22:23  توسط سمیه  | 

امین

امروز تولد امین عزیزم هست! دیگه اون قدر بزرگ شده که نتونم بهش بگم "امین کوچولو"! امین پسر فوق‌العاده خوب و باهوشیه و دیدن رشد و شکوفایی‌ش برای من بیش از اندازه لذت‌بخشه! براش روزهای شاد و پر از زیبایی آرزو می‌کنم و امیدوارم همیشه همین قدر خوب و دوست‌داشتنی باقی بمونه.


+ نوشته شده در  جمعه 27 آذر1388ساعت 20:26  توسط سمیه  | 

بی‌تربیت!

یکی بیاد (محض رضای خدا!) به این هم‌آفیسی من بگه که لازم نیست هر دو دقیقه یک‌بار که تو برنامه‌ش یه باگ سبز میشه خیلی بلند و کشیده یک کلمه‌ی زیبای "ف"دار نثار کامپیوتر کنه!

البته قبلن فقط کلمه‌ی "ش"دار بود و این یکی جدیدن به فرهنگ لغاتش اضافه شده. به هر حال انسان در تمام شئونات همیشه در حال پیش‌رفت هست!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 1:39  توسط سمیه  | 

ناتورالیسم!

این هم آهنگ امروز!


+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 18:34  توسط سمیه  | 

از غم"ش" تا سرحد مرگ غمگین شدم... لابد این هم خاصیت عشق است...

گفت:
در زلف پر کمند"ش" ای دل مپیچ...

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 8:38  توسط سمیه  | 

ثانیه‌ها

"نه یک ثانیه زودتر. نه یک ثانیه دیرتر". قراری بود که با خودم گذاشتم. برای این که دیگه مردد نشم... این ثانیه‌های آخر عجیب می‌گذرند!... شاید هم نمی‌گذرند...


+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 18:0  توسط سمیه  | 

عاشقانه به مناسبت سرما!

ما که یخ بزنیم، "شما" لابد قندیل هم بستین!


+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 4:50  توسط سمیه  | 

تکرار تاریخ...

زمانی که نظریه‌ی نسبیت مطرح شد، ما داشتیم مشروطه‌خواهان رو به دار می‌زدیم. حالا هم اولین داده های ‌ال‌اچ‌سی داره بیرون میاد و ما هنوز مشغول به دار آویختن مشروطه‌خواهان‌مون هستیم...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 آذر1388ساعت 11:55  توسط سمیه  | 

"من"

ما چرا مفهومی به نام "من" رو درک می‌کنیم؟ تمام ادراک ما وابسته به مجموعه‌ی سلول‌های عصبی‌مون هست که البته یک سیستم خیلی پیچیده‌ست. ولی در نهایت همون ساختار حس‌گر-محاسبه‌گر-خروجی رو داره. چه چیز خاص و متفاوتی این مفهوم "من" رو برای ما(!) بازسازی می‌کنه؟ آیا یک هوش مصنوعی هم چنین درکی از خودش داره؟ یا اصلن می‌تونه داشته باشه؟


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 19:12  توسط سمیه  | 

برای دوستی...

دوست عزیزم:

باهات تو "نفرت" هم‌بازی نمی‌شم. چون... صادقانه بگم: برات نگرانم. قلب تو مستحق این همه نفرت نیست... باور کن هم‌راه شدن با تو و تایید پشت‌سر هم حرف‌هات اصلن کار سختی نیست. اگر باهات هم‌بازی نمی‌شم و هم‌راه تو آدم‌ها رو دسته دسته محکوم نمی‌کنم، برای اینه که هنوز دوستت هستم و وفادار به واژه‌ی دوستی...


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 10:1  توسط سمیه  | 

ژانر

این‌هایی که در عرض دو دقیقه ثابت می‌کنند قران کلام خداست. تمام مطالبش با هم سازگاری داره و جواب‌گوی تمام مسایل جهان از ازل تا ابد و غیره هست. دو دقیقه‌ی بعد رو هم با منطقی مشابه ثابت می‌‌کنند که انجیل و عهد عتیق و مابقی همگی تحریف شده‌ند و یه مشت دروغ هستند که قوم بنی‌اسرائیل از لجش ساخته و به خورد مردم داده.

دو دقیقه‌ی دوم ترجیهن با پوزخندی نمکین بر گوشه‌ی لب.


+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 6:54  توسط سمیه  | 

کریسمس

دوستان عزیز ساکن ینگه دنیا:

من این تعطیلات قراره در ولایت خودمون بمونم. این‌جا خوب خیلی جای خاص و متمدنی نیست. ولی هوا معمولن زیاد سرد نمیشه و طبیعت دوستان (از نوع زمستانی!) می‌‌تونند صفایی بکنند! و من بدین‌وسیله آمادگی خودم رو از پذیرایی از مهمانان عزیز احتمالی(!) اعلام می‌کنم.


+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 8:17  توسط سمیه  |